باران

متن مرتبط با «دیگر عشق هم نمیداند» در سایت باران نوشته شده است

اولین عشق...

  • نیلوبلاگ

    اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره. دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره. بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی. دیگه دوست دارم واست رنگی نداره... و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۶ساعتxa09&nbsp توسطxa0حمیدxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • دیگر...

  • نیلوبلاگ

    دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کنددیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی داردمی روم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنمکه به چراغ های نورانی و دست های گرم دیگر اعتمادی نیست...

    ادامه مطلب
  • عشق

  • نیلوبلاگ

    عشق...چه به ناگهان بیاید، چه به آهستگیفرقی نمی کندتورا به تمامی در بر خواهدگرفت!مثل خیس شدن؛چه در باران باشد، چه در مه......

    ادامه مطلب
  • در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود

  • نیلوبلاگ

    در حضور خار ها هم میشود یک یاس بوددر هیاهوی مترسک ها پر از احساس بودمیشود حتی برای دیدن پروانه هاشیشه های مات یک متروکه را الماس بودکاش میشد، حرفی از کاش میشد هم نبودهرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود...

    ادامه مطلب
  • دست عشق

  • نیلوبلاگ

    دست عشق از دامن دل دور باد! میتوان آیا به دل دستور داد؟ میتوان آیا به دریا حکم کرد که دلت را یادی از ساحل مباد؟ موج را آیا توان فرمود: ایست! باد را فرمود: باید ایستاد؟ آنکه دستور زبان عشق را بیگزاره در نهاد ما نهاد خوب میدانست تیغ تیز را در کف مستی نمی بایست داد (قیصر امین پور)...

    ادامه مطلب
  • وقتی که دیگر نبود

  • نیلوبلاگ

    وقتی که دیگر نبودمن به بودنش نیازمند شدموقتی که دیگر رفتمن به انتظار آمدنش نشستموقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بداردمن او را دوست داشتموقتی که او تمام کردمن شروع کردموقتی که او تمام شدمن آغاز کردمچه سخت است تنها متولد شدنمثل تنها زندگی کردن استمثل تنها مردن (دکتر علی شریعتی)...

    ادامه مطلب