باران

متن مرتبط با «حرف نگفته از امید» در سایت باران نوشته شده است

یادی از گذشته

  • نیلوبلاگ

    شهریست در کنار آن شط پر خروشبا نخلهای در هم و شبهای پر ز نورشهریست در کنارهٔ آن شط و قلب منآنجا اسیر پنجهٔ یک مرد پر غرورشهریست در کنارهٔ آن شط که سالهاستآغوش خود به روی من و او گشوده استبر ماسه های ساحل و در سایه های نخلاو بوسه ها ز چشم و لب من ربوده استآن ماه دیده است که من نرم کرده امبا جادوی محبت خود قلب سنگ اوآن ماه دیده است که لرزیده اشک شوقدر آن دو چشم وحشی و بیگانه رنگ اوما رفته ایم در دل شبهای ماهتاببا قایقی به سینهٔ امواج بیکرانبشکفته در سکوت پریشان نیمه شببر بزم ما نگاه سپید ستارگانبر...

    ادامه مطلب
  • حرف نگفته

  • نیلوبلاگ

    دهانم پر از حرف نگفته است...ولی حیف که با دهان پر نمیشود حرف زد...!...

    ادامه مطلب
  • عکس از آرامگاه حافظ 2 قرن پیش